*به نام خدا که از اویم، برای اویم، هستی‌ام برای اوست، رفتنم برای اوست و بازگشتم به سوی او*

 

ضعیف که باشی باید فرار کنی، باید به جای اینکه بایستی و بجنگی فرار را بر قرار ترجیح دهی؛ ضعیف که باشی قدرت جنگیدن نداری پس باید پرچم سفیدت را روی دوشت بگیری و از داشته هایت دل بکنی؛ ضعیف که باشی باید خانه ات را روی دوشت بگذاری و خانه به دوش شوی...

ضعیف که باشی دلت میخواهد از او که قادر است بخواهی تو را قوی ترین موجود روی زمین کُند ولی جواب می‌شنوی:

«ما اراده کرده ایم که بر مستضعفانِ روی زمین، منّت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثین (روى زمین) قرار دهیم.» - سوره قصص، آیه 5

 


به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی 

به صد دفتر نشاید گفت شرح حال مشتاقی

نوشته شده در یک شنبه 26 بهمن 1393برچسب:,ساعت 10:3 بعد از ظهر488

 چرا در کشور ما شبکه‌های اجتماعی تا این اندازه محبوب‌اند؟

اجازه بدهید کمی این مسئله را بیشتر باز کنیم. یکی از کارکردهای شبکه‌های اجتماعی در ایران ایفای نقش نهادهای مدنی است. به عبارتی وقتی نهادهای مدنی به راحتی نتوانند فعالیت کنند، شبکه‌های اجتماعی جایگزین آن‌ها می‌شود و نقش آن‌ها را بازی می‌کنند. یا این‌که وقتی کاربر صدای خود را در رسانه‌های جریان اصلی از قبیل رادیو، تلویزیون و مطبوعات نبیند، به سراغ رسانه‌های اجتماعی می‌رود تا حرف خود را به گوش دیگران برساند.

به جرات می‌توانم بگوییم نگرانی‌هایی که امروز برخی شخصیت‌ها و مسئولین مختلف درباره شبکه‌های اجتماعی در کشور دارند، نگرانی‌هایی است که در جامعه فیزیکی وجود دارد و ما چشمان‌مان را به روی آن‌ها بسته‌ایم و حالا در جامعه آنلاین و در قالب شبکه‌ها یا رسانه‌های اجتماعی انعکاس می‌یابد. بنابراین باید مشکل را در جای دیگری جستجو کرد. ابزار مهم نیست، بلکه باید به سراغ شخصیت و فرهنگ افراد و جامعه برویم.

(جواد افتاده - پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی)

 

+متن کامل گزارش را در اینجا بخوانید.

نوشته شده در جمعه 24 بهمن 1393برچسب:,ساعت 3:8 قبل از ظهر370

- یک نفر در درون ما همه چیز را درباره ما میداند...

- پرنده کوشش میکند تا سر از تخم بیرون آورد تخم همان دنیا می باشد هر کس قبل از تولد می‌بایست دنیایی را ویران کند. پرنده به سوی خدا در پرواز است...

- تفاوت من با سایرین این است که آنها در رویاهای دیگران به سر می برند من در رویاهای خودم زندگی میکنم...

- در اینجا بود که حقیقت را مانند شعله ای سوزان در درون خود احساس کردم: این حقیقت را که برای هر کس در زندگی نقشی وجود دارد اما در همان حال نمی‌تواند این نقش را به دلخواه انتخاب کند و با ان هر گونه که مایل است رفتار نماید. هیچکس حق ندارد تا خدایانی جدید بخواهد یا اینکه بخواهد به دنیا چنین چیزهایی عرضه کند. در اینجا فقط یک وظیفه برای آدمی وجود دارد و آن وظیفه اینست که ثابت قدم باشد و مسیر به خود رسیدن را با سعی و کوشش جستجو کند. 

...من نیز مانند هر شخصی دیگری برای شعر و شاعری موعظه و یا نقاشی کردن به این دنیا نیامده بودم زیرا اینها تمام جنبه های فرعی ماموریت انسان است. برای هر کس فقط یک شغل حقیقی وجود دارد و آن یافتن راهی برای رسیدن به خود می باشد...

(بخشهایی از کتاب دِمیان، هرمان هسه)

نوشته شده در یک شنبه 19 بهمن 1393برچسب:,ساعت 2:28 قبل از ظهر438

به بعضی از مشکلات و آدمها باید گفت: «به جهنم!» و باقی فکر و خیالها را هم با آنها به همان «جهنم» فرستاد! بعد باید بنشینی و با فکر و خیال آسوده لیوان قهوه ات را توی دستت بگیری، 3 قاشق شکر داخلش بریزی و سربکشی!

معجزه ای وجود دارد در این به جهنم گفتن! مخصوصا وقتی حرف «جِ» جهنم را با شدت بیشتری ادا کنی! این معجزه ایست بزرگ و باورنکردنی اگر بدانید!

نوشته شده در شنبه 18 بهمن 1393برچسب:,ساعت 5:18 قبل از ظهر420

هیچ چیز به اندازه «بی تفاوتی» آدمها نمیتواند به قلب من فشار بیاورد! آخرین فشار قلبی ام  وقتی بود که شنیدم مگسی در تارعنکبوت بیچاره (این لینک، این لینک و این لینک) بعد از افتادن بار دوم توی آزمون جامع رفته سراغ یکی از اساتید و کلی گلایه و گریه زاری کرده و بعد استاد مزبور گفته: «ما همون دفعه اول میخواستیم توی آزمون جامع پاست کنیم! از استاد راهنمات پرسیدیم پاسش کنیم گفت نه! و ما هم انداختیمت!»

با خودم میگفتم چقدر آدمها میتوانند نسبت به سرنوشت دیگران، آن هم یک جوان بی کس که روی این کره خاکی به جز خدا پشتیبانی ندارد، «بی تفاوت» باشند؟! چطور یک آدم میتواند خیلی راحت در برابر کاری که میداند اشتباه است سکوت کند و آن دهان (بوووق) اش را باز نکند و نگوید استاد راهنمای (بوووق) شده چرا این حرف را میزنی؟! این جوان کلی زحمت کشیده و درس خوانده و الان باید این مرحله سخت را پشت سر بگذارد و پیش برود! چرا سد راهش میشوی؟!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه 18 بهمن 1393برچسب:,ساعت 4:27 قبل از ظهر620

 اعتراف میکنم وقتی تیتر «خوشگل ترین فیزیکدان دنیا» را توی سایت بیگ بنگ دیدم فکر کردم لابد مطلبی درباره پروفسور برایان کاکس باشد ولی وقتی این کلیپ عبدالسلام را دیدم تعجب کردم! عبدالسلام و خوشگلی؟!متفکر

شاید خوشگلی عبدالسلام توی ظاهرش و آن لباس سنتی اش موقع دریافت جایزه نوبل فیزیک سال 1979 نباشد اما مطمئنا یک خوشگلیِ خوشگلی را میتوان در دیدگاه قشنگ او نسبت به دنیا دید و البته خوشگلی نگاهش به یک آیه قرآن که انگیزه اش برای پیگیری کارهای علمی اش بوده.خیال باطل


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه 14 بهمن 1393برچسب:عبدالسلام,جهان سوم,ساعت 1:21 قبل از ظهر570

 

از وبلاگ: My Different Modes

با تلخی تمام و قاطعیت اعلام می کنم که دکترا نخواهم خواند. احساس می کنم به اندازه‌ی کافی در سیستم آکادمیک ایران فرسوده شده‌ام. امتحانات ترم سوم ارشد تمام شده و من خوشحالم، خوشحالم که فقط پایان نامه مانده و من خودم هستم و خودم، استادها که لج کرده اند که نمره نداده اند، زیر لب بهشان فحش داده ام اما نگذاشتم بفهمند که توانسته اند آزارم دهند.

با تلخی تمام و قاطعیت به تمام کسانی که منتظر دکترا خواندنم هست می گویم که دکترا نخواهم خواند و بعد پوزخندی می نشیند روی لبم و با خودم فکر می کنم که آنها پیروز شدند! استادهای بی سواد پر ادعا، سیستم آموزشی پوسیده، فضای خمود دانشگاه، توانستند منِ نخبه را از میدان به در کنند.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دو شنبه 13 بهمن 1393برچسب:,ساعت 1:20 قبل از ظهر396

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 22 صفحه بعد



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت